شیخ بهائی (غزلیات)/آنها که ربودهی الستند
ظاهر
| آنها که ربودهی الستند | از عهد الست باز مستند | |||||
| تا شربت بیخودی چشیدند | از بیم و امید، باز رستند | |||||
| چالاک شدند، پس به یک گام | از جوی حدوث، باز جستند | |||||
| اندر طلب مقام اصلی | دل در ازل و ابد نبستند | |||||
| خالی ز خود و به دوست باقی | این طرفه که نیستند و هستند | |||||
| این طایفهاند، اهل توحید | باقی، همه خویشتن پرستند | |||||