دیوان شمس/یارکان رقصی کنید اندر غمم خوشتر از این
ظاهر
| یارکان رقصی کنید اندر غمم خوشتر از این | کره عشقم رمید و نی لگامستم نی زین | |||||
| پیش روی ماه ما مستانه یک رقصی کنید | مطربا بهر خدا بر دف بزن ضرب حزین | |||||
| رقص کن در عشق جانم ای حریف مهربان | مطربا دف را بکوب و نیست بختت غیر از این | |||||
| آن دف خوب تو این جا هست مقبول و صواب | مطربا دف را بزن بس مر تو را طاعت همین | |||||
| مطربا این دف برای عشق شاه دلبر است | مفخر تبریز جان جان جانها شمس دین | |||||
| مطربا گفتی تو نام شمس دین و شمس دین | درربودی از سرم یک بارگی تو عقل و دین | |||||
| چونک گفتی شمس دین زنهار تو فارغ مشو | کفر باشد در طلب گر زانک گویی غیر این | |||||
| مطربا گشتی ملول از گفت من از گفت من | همچنان خواهی مکن تو همچنین و همچنین | |||||