دیوان شمس/گم شدن در گم شدن دین منست
ظاهر
| گم شدن در گم شدن دین منست | نیستی در هست آیین منست | |||||
| تا پیاده میروم در کوی دوست | سبز خنگ چرخ در زین منست | |||||
| چون به یک دم صد جهان واپس کنم | بنگرم گام نخستین منست | |||||
| من چرا گرد جهان گردم چو دوست | در میان جان شیرین منست | |||||
| شمس تبریزی که فخر اولیاست | سین دندانهاش یاسین منست | |||||