دیوان شمس/کسی که غیر این سوداش نبود

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(کسی که غیر این سوداش نبود)
'


 کسی که غیر این سوداش نبودز ذوق ماش یاد ماش نبود 
 مثال گوی در میدان حیرتدوان باشد اگر چه پاش نبود 
 وجودی که نرست از سایه خوشپناه سایه عنقاش نبود 
 نماید آینه سیمای هر کسازیرا صورت و سیماش نبود 
 به روزی صد هزاران عیب و خوبیبگوید آینه غوغاش نبود 
 ندارد آینه با زشت بغضیهوای چهره زیباش نبود 
 دهانی زین شکر مجروح گرددکه دندان‌های شکرخاش نبود 
 به پرهای عجب دل برپریدیولیک از دام او پرواش نبود 
 برو چون مه پی خورشید می‌کاهکه بی‌کاهش جمال افزاش نبود