دیوان شمس/چیست صلای چاشتگه خواجه به گور میرود
ظاهر
| چیست صلای چاشتگه خواجه به گور میرود | دیر به خانه وارسد منزل دور میرود | |||||
| در عوض بت گزین کزدم و مار همنشین | وز تتق بریشمین سوی قبور میرود | |||||
| شد می و نقل خوردنش عشرت و عیش کردنش | سخت شکست گردنش سخت صبور میرود | |||||
| زهره نداشت هیچ کس تا بر او زند نفس | پخته شود از این سپس چون به تنور میرود | |||||
| صاف صفا نمیرود راه وفا نمیرود | مست خدا نمیرود مست غرور میرود | |||||
| ای خنک آن که پیش شد بنده دین و کیش شد | موسی وقت خویش شد جانب طور میرود | |||||
| چند برید جامهها بست بسی عمامهها | چون که نداشت ستر حق ناکس و عور میرود | |||||
| آنک ز روم زاده بد جانب روم وارود | وان که ز غور زاده بد هم سوی غور میرود | |||||
| آن که ز نار زاده بد همچو بلیس نار شد | وان که ز نور زاده بد هم سوی نور میرود | |||||
| آن که ز دیو زاده بد دست جفا گشاده بد | هیچ گمان مبر که او در بر حور میرود | |||||
| بانمکان و چابکان جانب خوان حق شده | وان دل خام بینمک در شر و شور میرود | |||||
| طبل سیاستی ببین کز فزع نهیب او | شیر چو گربه میشود میر چو مور میرود | |||||
| بس که بیان سر تو گر چه به لب نیاوری | همچو خیال نیکوان سوی صدور میرود | |||||