دیوان شمس/چو شب شد جملگان در خواب رفتند

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(چو شب شد جملگان در خواب رفتند)
'


 چو شب شد جملگان در خواب رفتندهمه چون ماهیان در آب رفتند 
 دو چشم عاشقان بیدار تا روزهمه شب سوی آن محراب رفتند 
 چو ایشان را حریف از اندرونستچه غم دارند اگر اصحاب رفتند 
 همه در غصه و در تاب و عشاقبه سوی طرۀ پرتاب رفتند 
 همه اندر غم اسباب و ایشانقلندروار بی‌اسباب رفتند 
 که یابد گرد ایشان را که ایشانچو برق و باد سخت اشتاب رفتند 
 تو چون دلوی برین دولاب می‌گردکه ایشان برتر از دولاب رفتند 
 ببین آن‌ها که بند سیم بودنددرون خاک چون سیماب رفتند 
 ببین آن‌ها که سیمین بر گزیدندبه روی سرخ چون عناب رفتند