دیوان شمس/چنان کز غم دل دانا گریزد

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(چنان کز غم دل دانا گریزد)
'


 چنان کز غم دل دانا گریزددو چندان غم ز پیش ما گریزد 
 مگر ما شحنه‌ایم و غم چو دزدستچو ما را دید جا از جا گریزد 
 بغرد شیر عشق و گله غمچو صید از شیر در صحرا گریزد 
 ز نابینا برهنه غم نداردز پیش دیده بینا گریزد 
 مرا سوداست تا غم را ببینمولیکن غم از این سودا گریزد 
 همه عالم به دست غم زبونندچو او بیند مرا تنها گریزد 
 اگر بالا روم پستی گریزدوگر پستی روم بالا گریزد 
 خمش باشم بود کاین غم درافتدغلط خود غم ز ناگویا گریزد