دیوان شمس/همچو گل سرخ برو دست دست
ظاهر
| همچو گل سرخ برو دست دست | همچو میی خلق ز تو مست مست | |||||
| بازوی تو قوس خدا یافت یافت | تیر تو از چرخ برون جست جست | |||||
| غیرت تو گفت برو راه نیست | رحمت تو گفت بیا هست هست | |||||
| لطف تو دریاست و منم ماهیش | غیرت تو ساخت مرا شست شست | |||||
| مرهم تو طالب مجروحهاست | نیست غم ار شست توام خست خست | |||||
| ای که تو نزدیکتر از دم به من | دم نزنم پیش تو جز پست پست | |||||
| گر چه یکی یوسف و صد گرگ بود | از دم یعقوب کرم رست رست | |||||
| مست همه گرد در این شهر ما | دزد و عسس را شه ما بست بست | |||||