دیوان شمس/هلا ساقی بیا ساغر مرا ده
ظاهر
| هلا ساقی بیا ساغر مرا ده | زرم بستان می چون زر مرا ده | |||||
| به حق آن که در سر دارم از تو | چو خم را وا کنی سر سر مرا ده | |||||
| به دیگر کس مده آنچم نمودی | مرا ده آن و آن دیگر مرا ده | |||||
| سرش مگشا مگو نامش که آن چیست | اگر زهر است اگر شکر مرا ده | |||||
| از آن می جعفر طیار خوردهست | شدم بیدست چون جعفر مرا ده | |||||
| بپیما آن شرابی را که بویش | به از مشک است و از عنبر مرا ده | |||||
| سقاهم ربهم رطلی شگرف است | نهان از ممن و کافر مرا ده | |||||