دیوان شمس/هر جور کز تو آید بر خود نهم غرامت
ظاهر
| هر جور کز تو آید بر خود نهم غرامت | جرم تو را و خود را بر خود نهم تمامت | |||||
| ای ماه روی از تو صد جور اگر بیاید | تن را بود چو خلعت جان را بود سلامت | |||||
| هر کس ز جمله عالم از تو نصیب دارند | عشق تو شد نصیبم احسنت ای کرامت | |||||
| گه جام مست گردد از لذت می تو | گه می به جوش آید از چاشنی جامت | |||||
| معنی به سجده آید چون صورت تو بیند | هر حرف رقص آرد چون بشنود کلامت | |||||
| عاشق چو مستتر شد بر وی ملامت آید | زیرا که نقل این می نبود بجز ملامت | |||||