دیوان شمس/هر بشری که صاف شد در دو جهان ورا دلی

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(هر بشری که صاف شد در دو جهان ورا دلی)
'


 هر بشری که صاف شد در دو جهان ورا دلیدید غرض که فقر بد بانگ الست را بلی 
 عالم خاک همچو تل فقر چو گنج زیر اوشادی کودکان بود بازی و لاغ بر تلی 
 چشم هر آنک بسته شد تابش حرص خسته شدو آنک ز گنج رسته شد گشت گران و کاهلی 
 گنج جمال همچو مه جانش بدیده گفته خهبر ره او هزار شه آه شگرف حاصلی 
 وصف لبش بگفتمی چهره جان شکفتمیراه بیان برفتمی لیک کجاست واصلی 
 جان بجهان و هم بجه سر بمکش سرک بنهگر چه درون هر دو ده نیست درون قابلی 
 ای تبریز مشتهر بند به شمس دین کمرز آنک مبارک است سر بر کف پای کاملی