دیوان شمس/نیستی عاشق ای جلف شکم خوار گدای
ظاهر
| نیستی عاشق ای جلف شکم خوار گدای | در فروبند و همان گنده کسان را میگای | |||||
| کار بوزینه نبودهست فن نجاری | دعوی یافه مکن یافه مگو ژاژ مخای | |||||
| عاشقی را تو کیی عشق چه درخورد توست | شرم دار ای سگ زن روسبی آخر ز خدای | |||||