دیوان شمس/نعره آن بلبلان از سوی بستان رسید
ظاهر
| نعره آن بلبلان از سوی بستان رسید | صورت بستان نهان بوی گلستان بدید | |||||
| باد صبا میوزد از سر زلف نگار | فعل صبا ظاهرست لیک صبا را که دید | |||||
| این دم عیسی به لطف عمر ابد میدهد | عمر ابد تازه کرد در دم عمر قدید | |||||
| مژده دولت رسید در حق هر عاشقی | آتش دل میفروخت دیگ هوس میپزید | |||||
| نور الست آشکار بر همه عشاق زد | کز سر پستان عشق نور الستش مزید | |||||
| ان طبیب الرضا بشر اهل الهوی | کل زمان لکم خلعه روح جدید | |||||
| بشرهم نظره یتبعهم نضره | من رشاء سید لیس له من ندید | |||||
| لطف خداوند جان مفخر تبریزیان | شمس حق و دین شده بر همه بختی مزید | |||||