دیوان شمس/مهرهای از جان ربودم بیدهان و بیدهان
ظاهر
| مهرهای از جان ربودم بیدهان و بیدهان | گر رقیب او بداند گو بدان و گو بدان | |||||
| سر او را نقش کردم نقش کردم نقش کرد | هر که خواهد گو بخوان و گو بخوان و گو بخوان | |||||
| پیش منکر می شدم من نیستم من نیستم | هستم اکنون در میان و در میان و در میان | |||||
| گر تو گویی کو درستی کو درستی کو گواه | در شکست من بیان و صد بیان و صد بیان | |||||
| اشک چشمم بس گواه و بس گواه و بس گواه | رنگ رویم بس نشان و بس نشان و بس نشان | |||||
| نک نشان لاله رویی لاله رویی لالهای | بر رخ من زعفران و زعفران و زعفران | |||||
| جز صلاح الدین نداند این سخن را این سخن | من غلام زیرکان و زیرکان و زیرکان | |||||