دیوان شمس/مطربا بردار چنگ و لحن موسیقار زن

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(مطربا بردار چنگ و لحن موسیقار زن)
'


 مطربا بردار چنگ و لحن موسیقار زنآتش از جرمم بیار و اندر استغفار زن 
 ای کلیم عشق بر فرعون هستی حمله بربر سر او تو عصای محو موسی وار زن 
 عقل از بهر هوس‌ها دارداری می کندزود چشمش را ببند و بهر او تو دار زن 
 ور بگوید من به دانش نظم کاری می کنمآتشی دست آور و در نظم و اندر کار زن 
 در غریبستان جان تا کی شوی مهمان خاکخاک اندر چشم این مهمان و مهمان دار زن 
 مطربا حسنت ز پرگار خرد بیرونتر استخیمه عشرت برون از عقل و از پرگار زن 
 تار چنگت را ز پود صرف می جانی بدهزان حراره کهنه نوبخت بر اوتار زن 
 بر در مخدوم شمس الدین ز دیده آب زندر همه هستی ز نار چهره او نار زن 
 از یکی دستان او خورشید و مه را خفته کنپس نهان زو چنگ اندر دولت بیدار زن 
 عقل هشیارت قبایی دوخت بهر شمس دینتو ز عشق او به چشم منکران مسمار زن 
 بر براق عشق بنشین جانب تبریز روو آنگهی زانو ز بهر غمزه خون خوار زن