دیوان شمس/شنیدی تو که خط آمد ز خاقان

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(شنیدی تو که خط آمد ز خاقان)
'


 شنیدی تو که خط آمد ز خاقانکه از پرده برون آیند خوبان 
 چنین فرموده است خاقان که امسالشکر خواهم که باشد سخت ارزان 
 زهی سال و زهی روز مبارکزهی خاقان زهی اقبال خندان 
 درون خانه بنشستن حرام استکه سلطان می خرامد سوی میدان 
 بیا با ما به میدان تا ببینییکی بزم خوش پیدای پنهان 
 نهاده خوان و نعمت‌های بسیارز حلواها و از مرغان بریان 
 غلامان چو مه در پیش ساقینوای مطربان خوشتر از جان 
 ولیک از عشق شه جان‌های مستانفراغت دارد از ساقی و از خوان 
 تو گویی این کجا باشد همان جاکه اندیشه کجا گشته‌ست جویان