دیوان شمس/شحنه عشق میکشد از دو جهان مصادره
ظاهر
| شحنه عشق میکشد از دو جهان مصادره | دیده و دل گرو کنم بهر چنان مصادره | |||||
| از سبب مصادره شحنه عشق رهزند | پس بر عاشقان شود راحت جان مصادره | |||||
| داد جگر مصادره از خود لعل پارهها | جانب دیده پارهای رفت از آن مصادره | |||||
| عشق شهی است چون قمر کیسه گشا و سیم بر | سیم بده به سیم بر نیست زیان مصادره | |||||
| هر چه برد مصادره از تن عاشقان گرو | بازرسد به کوی دل نورفشان مصادره | |||||
| فصل بهار را ببین جمله به باغ وادهد | آنچ ز باغ برده بد ظلم خزان مصادره | |||||
| بخشش آفتاب بین بازدهد قماش مه | هر چه ز ماه میستد دور زمان مصادره | |||||
| دیده و عقل و هوش را شب به مصادره برد | صبحدمی ندا کند بازستان مصادره | |||||
| نور سحر بریخته زنگیکان گریخته | گر چه شب آفتاب را کرد نهان مصادره | |||||