دیوان شمس/شاه گشادست رو دیده شه بین که راست
ظاهر
| شاه گشادست رو دیده شه بین که راست | باده گلگون شه بر گل و نسرین که راست | |||||
| شاه در این دم به بزم پای طرب درنهاد | بر سر زانوی شه تکیه و بالین که راست | |||||
| پیش رخ آفتاب چرخ پیاپی کی زد | در تتق ابر تن ماه به تعیین که راست | |||||
| ساغرها میشمرد وی بشده از شمار | گر بنشد از شمار ساغر پیشین که راست | |||||
| از اثر روی شه هر نفسی شاهدی | سر کشد از لامکان گوید کابین که راست | |||||
| ای بس مرغان آب بر لب دریای عشق | سینه صیاد کو دیده شاهین که راست | |||||
| هین که براقان عشق در چمنش میچرند | تنگ درآمد وصال لایقشان زین که راست | |||||
| سیمبر خوب عشق رفت به خرگاه دل | چهره زر لایق آن بر سیمین که راست | |||||
| خسرو جان شمس دین مفخر تبریزیان | در دو جهان همچو او شاه خوش آیین که راست | |||||