دیوان شمس/ساقیا این می از انگور کدامین پشتهست
ظاهر
| ساقیا این می از انگور کدامین پشتهست | که دل و جان حریفان ز خمار آغشتهست | |||||
| خم پیشین بگشا و سر این خم بربند | که چو زهرست نشاط همگان را کشتهست | |||||
| بند این جام جفا جام وفا را برگیر | تا نگویند که ساقی ز وفا برگشتهست | |||||
| درده آن باده اول که مبارک بادهست | مگسل آن رشته اول که مبارک رشتهست | |||||
| صد شکوفه ز یکی جرعه بر این خاک ز چیست | تا چه عشقست که اندر دل ما بسرشتهست | |||||
| بر در خانه دل این لگد سخت مزن | هان که ویران شود این خانه دل یک خشتهست | |||||
| بادهای ده که بدان باده بلا واگردد | مجلسی ده پر از آن گل که خدایش کشتهست | |||||
| تا همه مست شویم و ز طرب سجده کنیم | پیش نقشی که خدایش به خودی بنوشتهست | |||||