دیوان شمس/ز روی تست عید آثار ما را
ظاهر
| ز روی تست عید آثار ما را | بیا ای عید و عیدی آر ما را | |||||
| تو جان عید و از روی تو جانا | هزاران عید در اسرار ما را | |||||
| چو ما در نیستی سر درکشیدیم | نگیرد غصه دستار ما را | |||||
| چو ما بر خویشتن اغیار گشتیم | نباشد غصه اغیار ما را | |||||
| شما را اطلس و شعر خیالی | خیال خوب آن دلدار ما را | |||||
| کتاب مکر و عیاری شما را | عتاب دلبر عیار ما را | |||||
| شما را عید در سالی دو بارست | دو صد عیدست هر دم کار ما را | |||||
| شما را سیم و زر بادا فراوان | جمال خالق جبار ما را | |||||
| شما را اسب تازی باد بیحد | براق احمد مختار ما را | |||||
| اگر عالم همه عیدست و عشرت | برو عالم شما را یار ما را | |||||
| بیا ای عید اکبر شمس تبریز | به دست این و آن مگذار ما را | |||||
| چو خاموشانه عشقت قوی شد | سخن کوتاه شد این بار ما را | |||||