دیوان شمس/دوش عشق شمس دین می باختیم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(دوش عشق شمس دین می باختیم)
'


 دوش عشق شمس دین می باختیمسوی رفعت روح می افراختیم 
 در فراق روی آن معشوق جانماحضر با عشق او می ساختیم 
 در نثار عشق جان افزای اوقالب از جان هر زمان پرداختیم 
 عشق او صد جان دیگر می بدادما در این داد و ستد پرداختیم 
 همچو چنگ از حال خود خالی شدیمپرده عشاق را بنواختیم 
 اندر آن پرده بده یک پردگیکز شعاعش پرده‌ها بشناختیم 
 هر زمان خود را به سوی پرده‌ایحیله حیله پیشتر انداختیم 
 برج برج و پرده پرده بعد از آنهمچو ماه چارده می تاختیم 
 رو نمود از سوی تبریز آفتابتا دل از رخت طبیعت آختیم