دیوان شمس/دلی دارم که گرد غم نگردد

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(دلی دارم که گرد غم نگردد)
'


 دلی دارم که گرد غم نگرددمیی دارم که هرگز کم نگردد 
 دلی دارم که خوی عشق داردکه جز با عاشقان همدم نگردد 
 خطی بستانم از میر سعادتکه دیگر غم در این عالم نگردد 
 چو خاص و عام آب خضر نوشنددگر کس سخره ماتم نگردد 
 اگر فاسق بود زاهد کنندشوگر زاهد بود بلعم نگردد 
 چو یابد نردبان بر چرخ شادیز غم چون چرخ پشتش خم نگردد 
 چو خرمشاه عشق از دل برون جستکه باشد که خوش و خرم نگردد 
 ز سایه طره‌های درهم اوز هر همسایه‌ای درهم نگردد 
 بکن توبه ز گفتار ار چه توبهاز آن توبه شکن محکم نگردد