دیوان شمس/دلم را ناله سرنای باید

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(دلم را ناله سرنای باید)
'


 دلم را ناله سرنای بایدکه از سرنای بوی یار آید 
 به جان خواهم نوای عاشقانهکز آن ناله جمال جان نماید 
 همی‌نالم که از غم بار دارمعجب این جان نالان تا چه زاید 
 بگو ای نای حال عاشقان راکه آواز تو جان می‌آزماید 
 ببین ای جان من کز بانگ طاسیمه بگرفته چون وا می‌گشاید 
 بخوان بر سینه دل این عزیمتکه تا فریاد از پریان برآید 
 چو ناله مونس رنجور گرددگرش گویی خمش کن هم نشاید