دیوان شمس/دلبر بیگانه صورت مهر دارد در نهان
ظاهر
| دلبر بیگانه صورت مهر دارد در نهان | گر زبانش تلخ گوید قند دارد در دهان | |||||
| از درون سو آشنا و از برون بیگانه رو | این چنین پرمهر دشمن من ندیدم در جهان | |||||
| چونک دلبر خشم گیرد عشق او می گویدم | عاشق ناشی مباش و رو مگردان هان و هان | |||||
| راست ماند تلخی دلبر به تلخی شراب | سازوار اندر مزاج و تلخ تلخ اندر زبان | |||||
| پیش او مردن به هر دم از شکر شیرینتر است | مرده داند این سخن را تو مپرس از زندگان | |||||
| شاد روزی کاین غزل را من بخوانم پیش عشق | سجدهای آرم بر زمین و جان سپارم در زمان | |||||
| مرغ جان را عشق گوید میل داری در قفص | مرغ گوید من تو را خواهم قفص را بردران | |||||