دیوان شمس/در کوی خرابات مرا عشق کشان کرد

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(در کوی خرابات مرا عشق کشان کرد)
'


 در کوی خرابات مرا عشق کشان کردآن دلبر عیار مرا دید نشان کرد 
 من در پی آن دلبر عیار برفتماو روی خود آن لحظه ز من باز نهان کرد 
 من در عجب افتادم از آن قطب یگانهکز یک نظرش جمله وجودم همه جان کرد 
 ناگاه یک آهو به دو صد رنگ عیان شدکز تابش حسنش مه و خورشید فغان کرد 
 آن آهوی خوش ناف به تبریز روان گشتبغداد جهان را به بصیرت همدان کرد 
 آن کس که ورا کرد به تقلید سجودیفرخنده و بگزیده و محبوب زمان کرد 
 آن‌ها که بگفتند که ما کامل و فردیمسرگشته و سودایی و رسوای جهان کرد 
 سلطان عرفناک بدش محرم اسرارتا سر تجلی ازل جمله بیان کرد 
 شمس الحق تبریز چو بگشاد پر عشقجبریل امین را ز پی خویش دوان کرد