دیوان شمس/در حلقه عشاق به ناگه خبر افتاد

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(در حلقه عشاق به ناگه خبر افتاد)
'


 در حلقه عشاق به ناگه خبر افتادکز بخت یکی ماه رخی خوب درافتاد 
 چشم و دل عشاق چنان پر شد از آن حسنتا قصه خوبان که بنامند برافتاد 
 بس چشمه حیوان که از آن حسن بجوشیدبس باده کز آن نادره در چشم و سر افتاد 
 مه با سپر و تیغ شبی حمله او دیدبفکند سپر را سبک و بر سپر افتاد 
 ما بنده آن شب که به لشکرگه وصلشدر غارت شکر همه ما را حشر افتاد 
 خونی بک هجران به هزیمت علم انداختبر لشکر هجران دل ما را ظفر افتاد 
 گفتند ز شمس الحق تبریز چه دیدیتگفتیم کز آن نور به ما این نظر افتاد