دیوان شمس/خوش باش که هر که راز داند
ظاهر
| خوش باش که هر که راز داند | داند که خوشی خوشی کشاند | |||||
| شیرین چو شکر تو باش شاکر | شاکر هر دم شکر ستاند | |||||
| شکر از شکرست آستین پر | تا بر سر شاکران فشاند | |||||
| تلخش چو بنوشی و بخندی | در ذات تو تلخیی نماند | |||||
| گویی که چگونهام خوشم من | گویم ترشم دلت بماند | |||||
| گوید که نهان مکن ولیکن | در گوشم گو که کس نداند | |||||
| در گوش تو حلقه وفا نیست | گوش تو به گوشها رساند | |||||