دیوان شمس/خلقهای خوب تو پیشت دود بعد از وفات
ظاهر
| خلقهای خوب تو پیشت دود بعد از وفات | همچو خاتونان مه رو میخرامند این صفات | |||||
| آن یکی دست تو گیرد وان دگر پرسش کند | وان دگر از لعل و شکر پیش بازآرد زکات | |||||
| چون طلاق تن بدادی حور بینی صف زده | مسلمات ممنات قانتات تائبات | |||||
| بی عدد پیش جنازه میدود خوهای تو | صبر تو و النازعات و شکر تو و الناشطات | |||||
| در لحد مونس شوندت آن صفات باصفا | در تو آویزند ایشان چون بنین و چون بنات | |||||
| حلهها پوشی بسی از پود و تار طاعتت | بسط جانت عرصه گردد از برون این جهات | |||||
| هین خمش کن تا توانی تخم نیکی کار تو | زانک پیدا شد بهشت عدن ز افعال ثقات | |||||