دیوان شمس/حریف جنگ گزیند تو هم درآ در جنگ
ظاهر
| حریف جنگ گزیند تو هم درآ در جنگ | چو سگ صداع دهد تن مزن برآور سنگ | |||||
| به خویش آی و چنین خویش را خلاوه مکن | که اینت گوید گولست و آنت گوید دنگ | |||||
| چه دست باشد کز رو مگس نداند راند | ز سست طبعی کرمی نمایدش چو پلنگ | |||||