دیوان شمس/جان به فدای عاشقان خوش هوسی است عاشقی
ظاهر
| جان به فدای عاشقان خوش هوسی است عاشقی | عشق پرست ای پسر باد هواست مابقی | |||||
| از می عشق سرخوشم آتش عشق مفرشم | پای بنه در آتشم چند از این منافقی | |||||
| از سوی چرخ تا زمین سلسلهای است آتشین | سلسله را بگیر اگر در ره خود محققی | |||||
| عشق مپرس چون بود عشق یکی جنون بود | سلسله را زبون بود نی به طریق احمقی | |||||
| عشق پرست ای پسر عشق خوش است ای پسر | رو که به جان صادقان صاف و لطیف و صادقی | |||||
| راه تو چون فنا بود خصم تو را کجا بود | طاقت تو که را بود کتش تیز مطلقی | |||||
| جان مرا تو بنده کن عیش مرا تو زنده کن | مست کن و بیافرین بازنمای خالقی | |||||
| یک نفسی خموش کن در خمشی خروش کن | وقت سخن تو خامشی در خمشی تو ناطقی | |||||
| بیدل و جان سخنوری شیوه گاو سامری | راست نباشد ای پسر راست برو که حاذقی | |||||