دیوان شمس/تا باد سعادت ز محمد خبر افکند

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(تا باد سعادت ز محمد خبر افکند)
'


 تا باد سعادت ز محمد خبر افکندزان مردی و زان حمله شقاوت سپر افکند 
 از حال گدا نیست عجب گر شود او پستتیغ غم تو از سر صد شاه سر افکند 
 روزی پسر ادهم اندر پی آهومانند فلک مرکب شبدیز برافکند 
 دادیش یکی شربت کز لذت و بویشمستیش به سر برشد و از اسب درافکند 
 گفتند همه کس به سر کوی تحیرمسکین پسر ادهم تاج و کمر افکند 
 از نام تو بود آنک سلیمان به یکی مرغدر ملکت بلقیس شکوه و ظفر افکند 
 از یاد تو بود آنک محمد به اشارتغوغای دو نیمه شدن اندر قمر افکند