دیوان شمس/به کوی عشق تو من نامدم که بازروم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(به کوی عشق تو من نامدم که بازروم)
'


 به کوی عشق تو من نامدم که بازرومچگونه قبله گذارم چو در نماز روم 
 بجز که کور نخواهد که من به هیچ سبببه سوی ظلمت از آن شمع صدطراز روم 
 کدام عقل روا بیند این که من تشنهبه غیر حضرت آن بحر بی‌نیاز روم 
 براق عشق گزیدم که تا به دور ابدبه سوی طره هندو به ترک تاز روم 
 شب چو باز و بط روز را بسوزد پرچو در سحر به مناجات او به راز روم 
 چو چشم بند قضا راه چشم بسته کندبه بوی عنبریش چشم‌ها فرازروم 
 به خاک پای خداوند شمس تبریزیکه چون شدم ز وی از دست سرفراز روم