دیوان شمس/بار دگر آن مست به بازار درآمد

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(بار دگر آن مست به بازار درآمد)
'


 بار دگر آن مست به بازار درآمدوان سرده مخمور به خمار درآمد 
 سرهای درختان همه پربار چرا شدکان بلبل خوش لحن به تکرار درآمد 
 یک حمله دیگر همه در رقص درآییممستانه و یارانه که آن یار درآمد 
 یک حمله دیگر همه دامن بگشاییمکز بهر نثار آن شه دربار درآمد 
 یک حمله دیگر به شکرخانه درآییمکز مصر چنین قند به خروار درآمد 
 یک حمله دیگر بنه خواب بسوزیمزیرا که چنین دولت بیدار درآمد 
 یک حمله دیگر به شب این پاس بداریمکان لولی شب دزد به اقرار درآمد 
 یک حمله دیگر برسان باده که مستیدر عربده ویران شده دستار درآمد 
 یک حمله دیگر به سلیمان بگراییمکان هدهد پرخون شده منقار درآمد 
 این شربت جان پرور جان بخش چه ساقیستاز دست مسیحی که به بیمار درآمد 
 اکنون بزند گردن غم‌های جهان راکاقبال تو چون حیدر کرار درآمد 
 دارالحرج امروز چو دارالفرجی شدکان شادی و آن مستی بسیار درآمد 
 بربند لب اکنون که سخن گستر بی‌لببی حرف سیه روی به گفتار درآمد