دیوان شمس/ای گزیده یار چونت یافتم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(ای گزیده یار چونت یافتم)
'


 ای گزیده یار چونت یافتمای دل و دلدار چونت یافتم 
 می‌گریزی هر زمان از کار مادر میان کار چونت یافتم 
 چند بارم وعده کردی و نشدای صنم این بار چونت یافتم 
 زحمت اغیار آخر چند چندهین که بی‌اغیار چونت یافتم 
 ای دریده پرده‌های عاشقانپرده را بردار چونت یافتم 
 ای ز رویت گلستان‌ها شرمساردر گل و گلزار چونت یافتم 
 ای دل اندک نیست زخم چشم بدپس مگو بسیار چونت یافتم 
 ای که در خوابت ندیده خسرواناین عجب بیدار چونت یافتم 
 شمس تبریزی که انوار از تو تافتاندر آن انوار چونت یافتم