دیوان شمس/ای چنگ پردههای سپاهانم آرزوست
ظاهر
| ای چنگ پردههای سپاهانم آرزوست | وی نای ناله خوش سوزانم آرزوست | |||||
| در پرده حجاز بگو خوش ترانهای | من هدهدم صفیر سلیمانم آرزوست | |||||
| از پرده عراق به عشاق تحفه بر | چون راست و بوسلیک خوشالحانم آرزوست | |||||
| آغاز کن حسینی زیرا که مایه گفت | کان زیر خرد و زیر بزرگانم آرزوست | |||||
| در خواب کردهای ز رهاوی مرا کنون | بیدار کن به زنگلهام کانم آرزوست | |||||
| این علم موسیقی بر من چو شهادتست | چون مومنم شهادت و ایمانم آرزوست | |||||
| ای عشق عقل را تو پراکنده گوی کن | ای عشق نکتههای پریشانم آرزوست | |||||
| ای باد خوش که از چمن عشق میرسی | بر من گذر که بوی گلستانم آرزوست | |||||
| در نور یار صورت خوبان همینمود | دیدار یار و دیدن ایشانم آرزوست | |||||