دیوان شمس/ای شده از جفای تو جانب چرخ دود من

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(ای شده از جفای تو جانب چرخ دود من)
'


 ای شده از جفای تو جانب چرخ دود منجور مکن که بشنود شاد شود حسود من 
 بیش مکن تو دود را شاد مکن حسود راوه که چه شاد می شود از تلف وجود من 
 تلخ مکن امید من ای شکر سپید منتا ندرم ز دست تو پیرهن کبود من 
 دلبر و یار من تویی رونق کار من توییباغ و بهار من تویی بهر تو بود بود من 
 خواب شبم ربوده‌ای مونس من تو بوده‌ایدرد توام نموده‌ای غیر تو نیست سود من 
 جان من و جهان من زهره آسمان منآتش تو نشان من در دل همچو عود من 
 جسم نبود و جان بدم با تو بر آسمان بدمهیچ نبود در میان گفت من و شنود من