دیوان شمس/ای ز بگه خاسته سر مست مست
ظاهر
| ای ز بگه خاسته سر مست مست | مست شرابی و شراب الست | |||||
| عشق رسانید تو را همچو جام | از بر ما تا بر خود دست دست | |||||
| بازوی تو قوس خدا یافت یافت | تیر تو از چرخ برون جست جست | |||||
| هر گهری کان ز خزینه خداست | در دو لب لعل تو آن هست هست | |||||
| فاش شد این عشق تو بیقصد ما | بند بدرید ز دل جست جست | |||||
| فاش شد آن راز که در نیم شب | زیر زبان گفته بدم پست پست | |||||
| کرم خورد چوب و بروید ز چوب | عشق ز من رست و مرا خست خست | |||||