دیوان شمس/ای دلی کز گلشکر پروردهای
ظاهر
| ای دلی کز گلشکر پروردهای | ای دلی کز شیر شیران خوردهای | |||||
| وی دلی کز عقل اول زادهای | حاتم از دست سلیمان بردهای | |||||
| طاقت عشقت ندارد هیچ جان | این چه جان است این چه جان آوردهای | |||||
| آفتابی کفتاب از عکس او است | زیر دامن طرفه پنهان کردهای | |||||
| هم چراغ صد هزاران ظلمتی | هم مسیح صد هزاران مردهای | |||||
| این شرابی را که ساقی گشتهای | از کدام انگورها افشردهای | |||||
| هم زمستان جهان را میوهای | دستگیر صد هزار افسردهای | |||||
| کار زرکوبان چو زر کردی چو زر | شه صلاح الدین که تو صدمردهای | |||||