دیوان شمس/ایها الساقی ادر کأس الحمیا نصف من

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(ایها الساقی ادر کأس الحمیا نصف من)
'


 ایها الساقی ادر کأس الحمیا نصف منان عشقی مثل خمر ان جسمی مثل دن 
 مطربا نرمک بزن تا روح بازآید به تنچون زنی بر نام شمس الدین تبریزی بزن 
 نام شمس الدین به گوشت بهتر است از جسم و جاننام شمس الدین چو شمع و جان بنده چون لگن 
 مطربا بهر خدا تو غیر شمس الدین مگوبر تن و جان وصف او بنواز تن تن تن تنن 
 نام شمس الدین چو شمعی همچو پروانه بسوزپیش آن چوگان نامش گوی جان را درفکن 
 تا شود این جان تو رقاص سوی آسمانتا شود این جان پاکت پرده سوز و گام زن 
 شمس دین و شمس دین و شمس دین می گو و بستا ببینی مردگان رقصان شده اندر کفن 
 مطربا گر چه نیی عاشق مشو از ما ملولعشق شمس الدین کند مر جانت را چون یاسمن 
 یک شبی تا روز دف را تو بزن بر نام اوکز جمال یوسفی دف تو شد چون پیرهن 
 ناگهان آن گلرخم از گلستان سر برزندپیش آن گل محو گردد گلستان‌های چمن 
 لاله‌ها دستک زنان و یاسمین رقصان شدهسوسنک مستک شده گوید چه باشد خود سمن 
 خارها خندان شده بر گل بجسته برتریسنگ‌ها تابان شده با لعل گوید ما و من