دیوان شمس/ایا یاری که در تو ناپدیدم
ظاهر
| ایا یاری که در تو ناپدیدم | تو را شکل عجب در خواب دیدم | |||||
| چو خاتونان مصر از عشق یوسف | ترنج و دست بیخود می بریدم | |||||
| کجا آن مه کجا آن چشم دوشین | کجا آن گوش کانها می شنیدم | |||||
| نه تو پیدا نه من پیدا نه آن دم | نه آن دندان که لب را می گزیدم | |||||
| منم انبار آکنده ز سودا | کز آن خرمن همه سودا کشیدم | |||||
| تو آرام دل سوداییانی | تو ذاالنون و جنید و بایزیدم | |||||