دیوان شمس/ایا هوای تو در جانها سلام علیک
ظاهر
| ایا هوای تو در جانها سلام علیک | غلام میخری ارزان بها سلام علیک | |||||
| ایا کسی که هزاران هزار جان و روان | همیکشند ز هر سو تو را سلام علیک | |||||
| به وقت خواندن آن نامههای خون آلود | بخوان ز جانب این آشنا سلام علیک | |||||
| تو میخرامی و خورشید و ماه در پی تو | همیدوند کهای خوش لقا سلام علیک | |||||
| به خاک پای تو هر دم همیکنند پیغام | هزار چشم که ای توتیا سلام علیک | |||||
| تو تیزگوش تری از همه که هر نفست | ز غیب میرسد از انبیا سلام علیک | |||||
| سلام خشک نباشد خصوص از شاهان | هزار خلعت و هدیهست با سلام علیک | |||||
| چنانک کرد خداوند در شب معراج | به نور مطلق بر مصطفی سلام علیک | |||||
| زهی سلام که دارد ز نور دنب دراز | چنین بود چو کند کبریا سلام علیک | |||||
| گذشت این همه ای دوست ماجرا بشنو | ولیک پیشتر از ماجرا سلام علیک | |||||