دیوان شمس/اندر این جمع شررها ز کجاست
ظاهر
| اندر این جمع شررها ز کجاست | دود سودای هنرها ز کجاست | |||||
| من سر رشته خود گم کردم | کاین مخالف شده سرها ز کجاست | |||||
| گر نه دلهای شما مختلفند | در من از جنگ اثرها ز کجاست | |||||
| گر چو زنجیر به هم پیوستیم | این فروبستن درها ز کجاست | |||||
| گر نه صد مرغ مخالف این جاست | جنگ و برکندن پرها ز کجاست | |||||
| ساقیا باده به پیش آر که می | خود بگوید که دگرها ز کجاست | |||||
| تو اگر جرعه نریزی بر خاک | خاک را از تو خبرها ز کجاست | |||||