دیوان شمس/آینه‌ام من آینه‌ام من تا که بدیدم روی چو ماهش

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(آینه‌ام من آینه‌ام من تا که بدیدم روی چو ماهش)
'


 آینه‌ام من آینه‌ام من تا که بدیدم روی چو ماهشچشم جهانم چشم جهانم تا که بدیدم چشم سیاهش 
 چرخ زمین شد چرخ زمین شد جنت مأوی راحت جان‌هاتا که برآمد تا که برآمد بر که جودی خیل و سپاهش 
 پشت قوی شد پشت قوی شد اختر دولت عدل و عنایتچون نشود شه چون نشود شه آنک تو باشی پشت و پناهش 
 شوره زمینی شوره زمینی کز تو کشد او آب بهاریسبزتر آمد سبزتر آمد از همه جاها کشت و گیاهش 
 روی چو ماهت روی چو ماهت بست گرو دی با مه و اخترگشت گروگان گشت گروگان ماه و سما را زلف سیاهش 
 سلسله جنبان سلسله جنبان گشت برادر این دل مجنونچون بنشورد چون بنشورد آن مجنون کش شد سر ماهش 
 دم مزن ای جان دم مزن ای جان برخور کمد روز مبارککیست مبارک کیست مبارک آن که ببیند هم ز پگاهش