دیوان شمس/آن کز دهن تو رنگ دارد

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(آن کز دهن تو رنگ دارد)
'


 آن کز دهن تو رنگ داردانصاف که رزق تنگ دارد 
 وان کس که جدل ببست با توبا عمر عزیز جنگ دارد 
 ماهی که بیافت آب حیوانبر خشک چرا درنگ دارد 
 در آینه عکس قیصر رومگر نیست بدانک زنگ دارد 
 در قدس دلت چو خوک دیدیملک قدست فرنگ دارد 
 ما را باری نگار خوش قولاندر بر خود چو چنگ دارد 
 زان زخمه او همیشه این چنگپس تن تن و بس ترنگ دارد 
 هر ذره که پای کوفت با مااز مشرق چرخ ننگ دارد 
 هر جان که در این روش بلنگدجان تو که عذر لنگ دارد 
 زیرا کاین بحر بس کریمستآن نیست که او نهنگ دارد 
 سگ طبع کسی که با چنین شیراو سرکشی پلنگ دارد 
 سنگین جانی که با چنین لعلسودای کلوخ و سنگ دارد 
 خامش کن و جاه گفت کم جویکاین جاه مزاج بنگ دارد