دیوان شمس/آن وعده که کرده‌ای مرا کو

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(آن وعده که کرده‌ای مرا کو)
'


 آن وعده که کرده‌ای مرا کواین جا منم و تو وانما کو 
 با جمله پلاس خوش نباشدآن عهد پلاس را وفا کو 
 لب بسته چو بوبک ربابیآن داد و گشاد و آن عطا کو 
 ای وعده تو چو صبح صادقآن شمع و چراغ و آن ضیا کو 
 تا چند ز ناسزا و دشنامآن دلداری و آن سزا کو 
 خیزید به سوی من کشیدشای طایفه یاری شما کو 
 ای سنگ دلان جواب گوییدکان کان عقیق و کیمیا کو 
 یا سحر نمود و چشم ما بستآن ساحر و آن گره گشا کو 
 یا پر بگشاد و در هوا رفتای مرغ ضمیر آن هوا کو 
 والله که نرفت و رفتنی نیستماییم ز خویش رفته ما کو 
 ماکو به همان طرف که انداختای در کف صنع ما چو ماکو 
 هین مشک سخن بنه به جو رومی‌خواندت آب کان سقا کو