دیوان شمس/آن را که در آخرش خری هست
ظاهر
| آن را که در آخرش خری هست | او را به طواف رهبری هست | |||||
| بازار جهان به کسب برپاست | زین در همه خارش وگری هست | |||||
| تا خارششان همیکشاند | هر جای که شور یا شری هست | |||||
| در یم صدفی قرار گیرد | کو را به درونه گوهری هست | |||||
| اما صدفی که در ندارد | در جستن درش معبری هست | |||||
| گه در یم و گاه سوی ساحل | در جستن قطرهاش سری هست | |||||
| خاموش و طمع مکن سکینه | آن راست سکون که مخبری هست | |||||