دیوان شمس/آن به که مرا تمکین نکنی
ظاهر
| آن به که مرا تمکین نکنی | تا همچو خودم گرگین نکنی | |||||
| بر روی منه تو دست مرا | تا مست مرا غمگین نکنی | |||||
| تو رنگرزی، تو نیلپزی | هان کینه را، زنگین نکنی | |||||
| ای خواجه، بهل، فتراک مرا | تا خنگ مرا بیزین نکنی | |||||
| از دور ترک زانو بزنی | زانوی مرا بالین نکنی | |||||
| تو هرچه کنی داعی توم | هرچند که تو آمین نکنی | |||||
| دل را بروم، ملک تو کنم | تا تو دل خود پرکین نکنی | |||||
| رخساره کنم وقف قدمت | تا تو رخ خود پرچین نکنی | |||||
| خاموش کنم، طبلک نزنم | تا از دل و جان تحسین نکنی | |||||