حافظ (غزلیات)/طایر دولت اگر باز گذاری بکند

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(طایر دولت اگر باز گذاری بکند)
'


طایر دولت اگر باز گذاری بکندیار بازآید و با وصل قراری بکند دیده را دستگه دُرّ و گهر گر چه نماندبخورد خونی و تدبیر نثاری بکند دوش گفتم بکند لعل لبش چاره منهاتف غیب ندا داد که آری بکند کس نیارد بر او دم زند از قصه مامگرش باد صبا گوش گذاری بکند داده‌ام بازِ نظر را به تَذَروی پروازبازخواند مگرش نقش و شکاری بکند شهر خالیست ز عشاق بود کز طرفیمردی از خویش برون آید و کاری بکند کو کریمی که ز بزم طربش غمزده‌ایجرعه‌ای درکشد و دفع خماری بکند یا وفا، یا خبر وصل تو، یا مرگ رقیببود آیا که فلک زین دو سه کاری بکند؟ حافظا گر نروی از در او هم روزیگذری بر سرت از گوشه کناری بکند