حافظ (غزلیات)/طایر دولت اگر باز گذاری بکند

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(طایر دولت اگر باز گذاری بکند)
'


۱۸۹ طایر دولت اگر باز گذاری بکندیار بازآید و با وصل قراری بکند ۱۱۸
 دیده را دستگه درّ و گهر گرچه نماندبخورد خونی و تدبیر نثاری بکند 
 دوش گفتم بکند لعل لبش چارهٔ منهاتف غیب ندا داد که آری بکند 
 کس نیارد برِ او دم زند از قصّهٔ مامگرش باد صبا گوش گذاری بکند 
 داده‌ام باز نظر را بتذروی پروازبازخواند مگرش نقش و شکاری بکند 
 شهر خالیست ز عشّاق بود کز طرفیمردی از خویش برون آید و کاری بکند 
 کو کریمی که ز بزم طربش غمزدهٔجرعهٔ درکشد و دفع خماری بکند 
 یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیببود آیا که فلک زین دو سه کاری بکند 
  حافظا گر نروی از در او هم روزی  
  گذری بر سرت از گوشه کناری بکند