حافظ (غزلیات)/خدا را کم نشین با خرقه پوشان

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(خدا را کم نشین با خرقه پوشان)
'


خدا را کم نشین با خرقه پوشانرخ از رندان بی‌سامان مپوشان
در این خرقه بسی آلودگی هستخوشا وقت قبای می فروشان
در این صوفی وشان دردی ندیدمکه صافی باد عیش دردنوشان
تو نازک طبعی و طاقت نیاریگرانی‌های مشتی دلق پوشان
چو مستم کرده‌ای مستور منشینچو نوشم داده‌ای زهرم منوشان
بیا و از غبن این سالوسیان بینصراحی خون دل و بربط خروشان
ز دلگرمی حافظ بر حذر باشکه دارد سینه‌ای چون دیگ جوشان