ترجمه قرآن (قمشه‌ای)/روم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو


ترجمه قرآن , مترجم مهدی محیی‌الدین الهی قمشه‌ای
سوره روم
از وبگاه تنزیل و نرم‌افزار جامع تفاسیر نور

متن اصلی: سورة الروم در ویکی‌نبشته عربی


به نام خداوند بخشنده مهربان‏

الم (اشاره به اسماء یا اسرار کتاب الهی است). (۱)

رومیان، مغلوب (فارسیان) شدند. (۲)

در (جنگی که به) نزدیکترین زمین (به دیار عرب واقع شد که حوالی شام یا اطراف جزیره باشد) و آن‌ها پس از مغلوب شدن فعلی به زودی (بر فارسیان) غلبه خواهند کرد. (۳)

(این غلبه رومیان) در اند سالی خواهد شد (و بدانید که این حادثه و) کلیه امور عالم از قبل از این و بعد از این همه به دست خداست، و آن روز (که رومیان فاتح شوند چون بعد از آن خدا وعده یاری به اهل اسلام داده) مؤمنان شاد می‏شوند. (۴)

به یاری خدا، که خدا هر که را بخواهد نصرت و فیروزی می‏بخشد و اوست که مقتدر و مهربان است. (۵)

این وعده‌ی خداست که خدا هرگز خلاف وعده نکند، و لیکن اکثر مردم (از این حقیقت) آگاه نیستند. (۶)

(اکثر) آنان به امور ظاهری از زندگی دنیا آگاهند و از عالم آخرت (و وعده ثواب و عقاب حق) به کلی بی‏خبرند. (۷)

آیا در پیش نفوس خود تفکر نکردند (تا بدین حکمت پی‏برند) که خدا آسمان‌ها و زمین و هر چه در بین آن‌هاست همه را جز به حق (و برای حکمت و مصلحت) و به وقت (و حد) معین نیافریده است؟ و بسیاری از مردم به شهود و لقای خدا (در عالم غیب و وعده ثواب و عقاب بهشت و دوزخ و قیامت) به کلی کافر و بی‏عقیده‏اند. (۸)

آیا در زمین سیر نکردند تا ببینند که عاقبت کار پیشینیانشان (چون قوم عاد و ثمود) چه شد؟ در صورتی که از این‌ها بسیار تواناتر بودند و بیش از این‌ها در زمین کشتزار ساختند و کاخ و عمارت برافراشتند و پیامبرانشان با آیات و معجزات برای (هدایت) آنان آمدند (لیکن چون نپذیرفتند همه به کیفر کفر هلاک شدند). و خدا درباره‌ی آن‌ها هیچ ستم نکرد بلکه آن‌ها خود در حق خویش ستم می‏کردند. (۹)

آخر سرانجام کار آنان که بسیار به اعمال زشت و کردار بد پرداختند این شد که آیات خدا را تکذیب و تمسخر کردند (زیرا معصیت، دل را تاریک کند و چون بسیار شود به ظلمت کفر انجامد). (۱۰)

خداست که خلق را نخست (از عدم) پدید آرد و باز (پس از مرگ و فنا) باز گرداند و همه به حضرت او بازگردانیده می‏شوید. (۱۱)

و روزی که ساعت قیامت بر پا شود بدکاران نومید و اندوهگین شوند. (۱۲)

و هیچ شفیع و مددکاری بر خود از آنان که شریک حق گرفتند نمی‏یابند بلکه به آن شریکان و خدایان باطل کافر می‏شوند. (۱۳)

و روزی که ساعت قیامت بر پا شود در آن روز خلایق (بر حسب مراتب طاعت و معرفت و کفر و عصیان) فرقه فرقه شوند. (۱۴)

اما آن فرقه که ایمان آوردند و به نیکوکاری پرداختند مسرور (و محترم) به باغ بهشت منزل گیرند. (۱۵)

و اما آن فرقه که کافر شدند و آیات ما و دیدار آخرت را تکذیب کردند آنان را (برای کیفر) در عذاب دوزخ حاضر کنند. (۱۶)

پس خدا را هنگام شام و صبحگاه (در نماز مغرب و صبح) تسبیح و ستایش گویید. (۱۷)

و سپاس (اهل عالم) در آسمان‌ها و زمین مخصوص اوست و شما نیز در تاریکی شب و نیمه روز (در نماز عشاء و ظهر و عصر) به ستایش او مشغول شوید. (۱۸)

(آن خدایی را تسبیح و ستایش گویید که) زنده را از مرده و مرده را از زنده بیرون آورد (یعنی آدمی را از نطفه و نطفه را از آدمی برانگیزد) و زمین را پس از (فصل خزان و) مرگ (گیاهان باز به نسیم جانبخش بهارش) زنده گرداند، و همین گونه شما را هم (پس از مرگ زنده کنند و از خاک) بیرون آرند. (۱۹)

و یکی از نشانه‏های (قدرت) او این است که (پدر) شما آدمیان را از خاک خلق کرد سپس (به توالد) بشری (منشعب و نژادهایی مختلف) شدید که (در همه روی زمین) منتشر گشتید. (۲۰)

و باز یکی از آیات (لطف) او آن است که برای شما از جنس خودتان جفتی بیافرید که در کنار او آرامش یافته و با هم انس گیرید و میان شما رأفت و مهربانی برقرار فرمود. در این امر نیز برای مردم با فکرت ادله‏ای (از علم و حکمت حق) آشکار است. (۲۱)

و یکی از آیات (قدرت) او خلقت آسمان‌ها و زمین است و یکی دیگر اختلاف زبان‌ها و رنگ‌های شما آدمیان، که در این امور نیز ادله‏ای (از صنع و حکمت حق) برای دانشمندان عالم آشکار است. (۲۲)

و یکی از آیات او همین است که شما در شب و روز به خواب رفته (و بیدار می‏شوید) و از فضل خدا (یعنی روزی) طلب می‏کنید. در این امر هم ادله‏ای (از قدرتش) برای قومی که (سخن حق) بشنوند پدیدار است. (۲۳)

و یکی از آیات او آن است که (رعد و) برق را به شما می‏نمایاند که هم شما را (از صاعقه عذاب) می‏ترساند و هم (به باران رحمت خود) امیدوار می‏گرداند، و نیز از آسمان باران می‏فرستد تا زمین را پس از مرگش باز زنده گرداند. در این امر نیز ادله‏ای (از قدرت ایزد) برای اهل خرد آشکار است. (۲۴)

و یکی از آیات (قدرت) او آنکه آسمان و زمین به فرمان او برپاست، سپس که شما را از خاک برخواند (و زنده گرداند) همگی سر از قبرها بیرون می‏آورید. (۲۵)

و هر کس در آسمان‌ها و زمین است همه بنده و مملوک او و با کمال خضوع و خشوع مطیع فرمان اوست. (۲۶)

و او خدایی است که نخست خلایق را بیافریند و آن گاه (به عالم معاد) باز گرداند و این اعاده (مثل ایجاد) بر او بسیار سهل و آسان است و آن ذات یکتا را در آسمان‌ها و زمین مظهر و مثالی عالی‏تر (از حد وصف و تعقل) است و مقتدر کامل و دانا (به حقایق امور) تنها اوست. (۲۷)

خدا برای (هدایت) شما هم از عالم خود شما مثالی زد: آیا هیچ یک از غلام و کنیزان ملکی شما در آن‌چه (از مال و حقوق و مقام) که ما روزی شما گردانیدیم با شما شریک هستند تا شما و آن‌ها در آن چیز بی‏هیچ مزیت مساوی باشید و همان قدر بیمی که شما از یکدیگر دارید هم از آنان دارید؟ (هرگز ندارید و هیچ آن‌ها را شریک و مساوی با خود نمی‏دانید پس چگونه مخلوقات مملوک خدا را شریک خدا گرفته و معبود خود می‏گردانید؟) ما چنین مفصل و روشن آیات خود را برای مردم با عقل و هوش بیان می‏کنیم. (۲۸)

بلکه مردم ستمکار (مشرک) هوای نفس خود را از جهل و نادانی پیروی کردند، پس آن را که خدا (پس از اتمام حجت) به گمراهی واگذارد که می‏تواند هدایت کند؟ و آن گمراهان ستمکار را (در قیامت) هیچ یار و یاوری نخواهد بود. (۲۹)

پس تو مستقیم روی به جانب آیین پاک اسلام آور در حالی که از همه کیش‌ها روی به خدا آری، و پیوسته از طریقه‌ی دین خدا که فطرت خلق را بر آن آفریده است پیروی کن که هیچ تغییری در خلقت خدا نباید داد، این است آیین استوار حق، و لیکن اکثر مردم (از حقیقت آن) آگاه نیستند. (۳۰)

(شما اهل ایمان با پیروی همین دین فطرت) به درگاه خدا باز آیید و خداترس باشید و نماز به پا دارید و هرگز از فرقه‌ی مشرکان نباشید. (۳۱)

از آنان که دین (فطرت) خود را متفرق و پراکنده ساختند و فرقه فرقه شدند و هر گروهی به آن‌چه دارند (از اوهام باطل و عقیده و خیالات فاسد خود) دلشادند. (۳۲)

و مردم (عادتشان این است که) هر گاه رنج و المی سخت به آن‌ها رسد در آن حال خدای خود را به دعا می‏خوانند و به درگاه او با تضرع و اخلاص روی می‏کنند و پس از آن‌که خدا به آن‌ها رحمت خود را چشانید (و از آن سختی نجاتشان داد) آن گاه باز گروهی از آن‌ها به خدای خود مشرک می‏شوند. (۳۳)

تا نعمتی را که به آن‌ها عطا کردیم کفران کنند. (باری، ای کافران ناسپاس) اینک (به هوا و هوس) تمتّع برید که به زودی به (کیفر اعمال خود) آگاه می‏شوید. (۳۴)

مگر ما دلیل و حجتی فرستادیم که درباره شرک و دعوت به بت‌پرستی ایشان سخن گوید (و برهان بر صحت شرک آورد)؟ (۳۵)

و مردم (بر این عادتند که) هر گاه ما رحمتی به آن‌ها چشانیم شاد شده و اگر رنج و بلایی از کرده‌ی خودشان ببینند در آن حال (به جای توبه به درگاه خدا، از رحمتش به کلی) نومید می‏شوند. (۳۶)

آیا ندیدند که همانا خدا هر که را خواهد وسیع روزی کند و هر که را خواهد تنگ روزی گرداند؟ همانا در این امر ادله‌ی روشنی (از حکمت الهی) برای اهل ایمان پدیدار است. (۳۷)

پس حقوق ارحام و خویشان و مسکینان و در راه ماندگان را ادا کن که این برای آنان که مشتاق لقای خدا هستند بهترین کار است و هم اینان (که نیکی کنند) رستگاران عالمند. (۳۸)

و آن سودی که شما به رسم ربا دادید که بر اموال مردم (رباخوار) بیفزاید (و یا هدیه به اغنیا دهید تا خود نفع زیاد دنیوی برید) نزد خدا هرگز نیفزاید (بلکه محو و نابود شود) و آن زکاتی که از روی شوق و اخلاص به خدا (به فقیران) دادید (ثوابش چندین برابر شود و) همین زکات‌دهندگان هستند که (نزد حق ثواب و برکات و دارایی) چند برابر دارند. (۳۹)

خداست آن کسی که شما را خلق کرده و روزی بخشیده سپس بمیراند و باز (در قیامت) زنده گرداند، آیا آنان را که شریک خدا دانید هیچ از این کارها توانند کرد؟ خدا از آن‌چه به او شریک گیرند پاک و منزه‏تر و بالاتر است. (۴۰)

فساد و پریشانی به کرده‌ی بد خود مردم در همه برّ و بحر زمین پدید آمد تا خدا هم کیفر بعضی اعمالشان را به آن‌ها بچشاند، باشد که (از گنه پشیمان شده و به درگاه خدا) باز گردند. (۴۱)

بگو که در زمین سیر کنید پس بنگرید تا عاقبت طوایف پیش از خود که اکثرشان (کافر و) مشرک بودند چه شد؟ (۴۲)

پس تو روی به دین استوار (اسلام و خدا پرستی) آور پیش از آن‌که روزی بیاید که هیچ‌کس نتواند از امر خدا آن را برگرداند (و) در آن روز (بزرگ قیامت) خلایق فرقه فرقه شوند (گروهی دوزخی و گروهی بهشتی گردند). (۴۳)

هر که به راه کفر (و عصیان) رود زیان کفرش بر خود اوست و هر که صالح و نیکوکار شود چنین کسانی برای شخص خود (در بهشت) آسایشگاهی خوش فراهم می‏سازند. (۴۴)

تا خدا از فضل و کرم به آنان که ایمان آورده و نیکوکار شدند پاداش دهد، که او کافران را دوست ندارد. (۴۵)

و از جمله آیات (قدرت) او آن است که بادهای بشارت‌آور می‏فرستد (تا شما را مژده آرد) و تا شما را به چیزی از رحمت (بی‏انتهای) خود بهره‏مند گرداند و تا کشتی به فرمان او روان گردد و تا از فضل و کرمش (انواع نعمت‌ها) تحصیل کنید، و باشد که شکر (نعمتش) به جای آرید. (۴۶)

و ما پیش از تو پیمبرانی به سوی قومشان فرستادیم و آن‌ها معجزات و ادله‌ی روشن بر آنان آوردند، پس از کافران بدکار انتقام کشیدیم، و بر ما نصرت و یاری اهل ایمان حتم است. (۴۷)

خدا آن کسی است که بادها را می‏فرستد که ابر را در فضا برانگیزد پس به هر گونه که مشیتش تعلق گیرد در اطراف آسمان متصل و منبسط کند و باز متفرق گرداند، آن گاه باران را بنگری که قطره قطره از درونش بیرون ریزد، و چون آن را به (کشتزار و صحرای) هر قومی از بندگانش که بخواهد فرو بارد به یک لحظه آن قوم مسرور و شادمان گردند. (۴۸)

و همانا پیش از آن‌که باران (رحمت حق) بر آنان ببارد به حال یأس و نومیدی می‏زیستند. (۴۹)

پس (ای بشر دیده باز کن و) آثار رحمت (نامنتهای) الهی را مشاهده کن که چگونه زمین را پس از مرگ (و دستبرد خزان باز به نفس باد بهار) زنده می‏گرداند! محققاً همان خداست که مردگان را هم (پس از مرگ) باز زنده می‏کند و او بر همه امور عالم تواناست. (۵۰)

و اگر باز بادی فرستیم که آن کشت سبز را زرد و پژمرده بنگرند (همه آن نعمت‌های گذشته را فراموش کنند و) به کفر (و کفران نعمت حق) بر می‏گردند. (۵۱)

پس تو (این مردم) مرده (دل بی‏ایمان) را نتوانی (سخن حقّ) بشنوانی و دعوت خود را به گوش (این) کران که (مخصوصا از تو به کبر و نخوت) رو می‏گردانند برسانی. (۵۲)

و تو مردمی را که کور (دل و کافر) هستند نتوانی از ضلالتشان به راه هدایت آری، تنها تو آنان را که به آیات ما ایمان می‏آورند و در پی آن ایمان تسلیم امر ما شوند توانی (هدایت کنی و سخن خدا را) به گوش هوششان برسانی. (۵۳)

خدا آن کسی است که شما را در ابتدا از جسم ضعیف (نطفه) بیافرید آن گاه پس از ضعف و ناتوانی (کودکی) توانا کرد و باز از توانایی (و قوای جوانی) به ضعف و سستی و پیری بر گردانید، که او هر چه بخواهد و مشیتش تعلق گیرد می‏آفریند، و او دانا و تواناست. (۵۴)

و روزی که ساعت قیامت بر پا شود بدکاران قسم یاد کنند که (در دنیا و قبر و برزخ) ساعتی بیش درنگ نکردند. همین گونه (عادتشان از دیرین بود که) از راستی و حقیقت به ناراستی و دروغ می‏پرداختند. (۵۵)

و آنان که مقام علم و ایمان داده شده‏اند (به آن فرقه بدکار) گویند: شما تا روز قیامت که هم امروز است در کتاب خدا (یعنی عالم علم خدا) مهلت یافتید و لکن بر آن آگاه نبودید. (۵۶)

پس در آن روز آنان که (در دنیا به خود و به خلق خدا) ستم کردند عذرشان مفید نیفتد و از آنان نخواهند که توبه و عذرخواهی کنند. (۵۷)

البته ما در این قرآن (عظیم) برای (هدایت) مردم هر گونه مثل زدیم و اگر تو بر این مردم هر گونه معجز و آیتی بیاوری باز کافران محققاً (از روی عناد) خواهند گفت: شما (مسلمین و رسولتان خلق را) به باطل و اوهام می‏خوانید. (۵۸)

این چنین خدا بر دل‌های اهل جهل (پس از اتمام حجت) مهر (شقاوت) نهد (که هیچ سخن حق را نپذیرند). (۵۹)

پس تو صبر پیشه کن، که وعده‌ی خدا البته حق و حتمی است و مراقب باش که مردم بی‏علم و یقین و ایمان (مقام حلم و وقار) تو را به خفت و سبکی نکشانند. (۶۰)